پدر داشت روزنامه مي خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پيش پدرش رفت و
گفت : پدر بيا بازي کنيم پدر که بي حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس
نقشه دنيا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن .
پسر هم رفت و بعد از مدتي عکس را به پدرش داد .
پدر ديد پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسيد که نقشه جهان رو از کجا ياد گرفتي؟
پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم .
وقتي آدمها درست بشن دنيا هم درست ميشه.
نوشته شده توسط منتظران اقا امام زمان (عج) در سه شنبه 14 مهر1388 ساعت 1:32 بعد از ظهر موضوع حدیث ها و حکمت ها و اشعار حافظ | لینک ثابت
درباره وبلاگ

وبلاگ کعبه انتظار2خوش آمدیید دوست عزیز امید وارم این وبلاگ مورد رضایت شما قرار گرفته باشد و امیدوارم با نظرات خود ما را در هرچه بهتر ساختن وبلاگ یاری نمایین
با تشکر مدیر وبلاگ( بهنام و محسن ) یا علی مدد
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
عمومی
سوال ها
حدیث ها و حکمت ها و اشعار حافظ
مساعل دینی مذهبی
بخش موسیقی اسلامی و مداحی و ...
بخش سیاسی
بخش تبلیغات
لگو و تم های مذهبی
بخش سخرانی
عکس
قالب های وبلاگ
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY